دراین باغچه، انسان ها وحیوانات هم اسم سبزیجات بودند. مثلا اسم شیر خجالتی داستان جعفری بود. من عاشق شوید بودم، فراوان. همان سگ عجول قصه که دنبال دمش می گشت و حسابی گیج می شد.«من شویدم. سگ زبلم .تاکی بدوم دنبال دمم.» نعنا را یادتان می آید،او صاحب باغ و رزمری همسرش بود.برگ بو،باغبان و گل گندم، پلیس باغ بودند.خانم پیاز که مرتبا گریه می کرد ده تا فرزند پیازچه داشت که معلم نداشتند وآقای پیاز مجبور بود به آنها درس دهد. مریم گلی(جغد)را دیگر نگو، زبانش کوتاه بود ومی گفت: «منم،میم گلی».
مرتاضی هندی، دیگرشخصیت جالب کارتون روی تخت خواب میخ دار می خوابید و روزگارش را با مارها سر می کرد. این کارتون محصول سال1968است.
رئیس مدارس سمپاد در گفتوگو با «جامجم» مطرح کرد
ضیائیان در گفتوگو با جامجم آنلاین:
جمالیان در گفتوگو با جامجم آنلاین:
مهدی پاشازاده: من غر زدن مربیان را دوست ندارم